بعد از آخرین باری که با هم حرف زدیم نزدیک یک ماه میگذشت که چند روز پیش یعنی ١٣٨٨/٨/١٠ بعد از اینکه از دانشگاه اومدم رفتم email رو چک کردم دیدم از facebook پیغام دارم چشام چهارتا شده بود یعنی میشه خودش بود خودش برام پیغام گذاشته بود باورم نمیشد چشام و چند بار بازو بسته کردم شاید خواب میدیدم نه واقعی بود خودش بود این قدر خوشحال شده بودم که نگو ولی جوابشو ندادم گفتم وقتی شب on بشه منو ببینه خب حتما میاد باهام حرف میزنه حدسم درست بود طرفای ساعت 1 بامداد بود که اومد آخه ما همیشه اون موقع به بعد با هم حرف میزدیم . گفت چطوری ؟ خوبی ؟ ببخشید دیگه این چند وقته گرفتاریهای سفر و اینا بود گفتم : سلام میسی خودت چه طوری و از این حرفا .... بهم گفت دیگه عکس ننداختی ؟ نه وقت نکردم بنداز دیگه دخمل به این خوفی به این خوش استیلی وقتی این حرفا رو میزد دلم میخواست سرش حسابی جیغ بکشم برای همین بهش گفتم یه برنامه دانلود کرده بودم که جیغ داشت و لی حیف که پاکش کردم واقعا این طور بود خیلی نگهش داشتم تا اون بیاد و سرش حسابی جیغ بکشم ولی حیف که دیر اومد گفت لاغر که نشدی ؟ نه اتفاقا چاق شدم جدی؟ ( با علاقه گفت ) چقدر؟ یه ذره ولی خب برمی گردم سر جای اولم مشکلی نیس چند kg? من وزنم تغییر نمی کنه فقط سایزم تغییر می کنه اومدم لپ در بیارم به جاش شکم درآوردم ولی آبش کردم کمیش مونده اشکال نداره یه کمی برای رقص عربی خوشگل میشه تو هیکلت توپه انصافا حسابی دید زدمت اون موقع نفهمیدی؟ وااااااااااااااااااااا نه نفهمیدم خب دیگه هیز بازی باید طوری باشه که هیشکی نفهمه قشنگ معاینه ی فنی شدی آخه من میگم هیکل دختر به 2 چیزه یکی قد یکی پشتکار که جفتشو داری توووووپ حالا لاغر نکن چاقی بهت میاد خب دیگه چیا بهم میاد ؟ لباسای خوشگل تاپ و شلوارک بلههههههههههههه حتما این سری این لباسا رو جولوت می پوشم خوبه؟ آخ آخ نگو که فکرشم منو دیوونه میکنه میگفت که باهاش راحت باشم ازش خجالت نکشم منم گفتم راحتی حدو مرزی داره از مرزش اون ورتر نمیرم بابا مرز مگه تو نماز خونی؟ نه حالا این چه ربطی به حرف من داره؟ خب آخه عینه مومنا حرف میزنی آدم اگه فقط و فقط با یه نفر باشه می تونه باهاش راحت راحت باشه از هر نظر ولی اگه با 973648648 نفر باشه با همشونم بخواد راحت باشه میشه هرزه حالا چه مرد چه زن مثلا اگه من با تو راحتم وارد جزییات میشم همین سؤالا رو از یه دختر دیگه هم بپرسم بازم میشم هرزه آها ینی داری میگی این سؤالا رو از من فقط میپرسی یا نه ؟ نه پس برم از هر کسی از راه برسه بپرسم من این جوریم دیگه ؟ حالا بپرسم ؟ نه من سختمه سختت نباشه با من راحت باش من خودم رات میندازم وای نه نمی خوام را بیافتم غلت میکنی را بیافتی برای کس دیگه ای کاش نمیدیدمتا الان رفتی رو نروم بدجور آخه من خیلی وقته دنبال همچین هیکلی بودم خب به نظر من بازم برو دنبال همچنین هیکلی بگرد ااا باشه پس جوابمو گرفتم دوست ندارم دیگه مگه تا الان داشتی ؟ آره داشتم واسه ی همین باهات احساس راحتی کردم ولی نمی خوای دیگه باشه منم دیگه باهات اون جوری رفتار میکنم که با بقیه میکنم یه آدم جدی ، خشک ، روانی میشم میدونی تو هیکل و دوست داری عزیزم خوبه قیافت و خیلی وقته دیده بودما هیکلت رو ندیده بودم که دیدم آها ولی هیچ وقت باهام اون طوری که گفتی نشو یه آدم خشک و خالی چرا دیگه من با همه خیلی خشنم فقط با تو مهربون بودم ولی تو حرفتو زدی به من خب برای اینکه تو گفتی من خیلی وقته دنبال همچنین هیکلی بودم حرف بدی زدم؟ حقیقتو گفتم دیگه آره حرف بدی زدی خنگ کجاش بد بوود؟ خودتی خیلیم بده یعنی چی یعنی تو دختر رو فقط بخاطر هیکلش می خوای عزیزم اگه دختر رو واسه ی هیکل می خواستم که یه گونی برمیداشتم می بردم تو خیابون هر کی خوش هیکل میدیدم گونیو میکشیدم سرش بدون اینکه بفهمم چه شکلیه می آوردم پیش خودمو ..... منم هر هر بهش خندیدم و اون عصبانی شد گفت بخند باشه صبر کن از این به بعد من همونی میشم که بهت گفتم گفتم جدی که نمیگی؟ چرا جدی میگم خودت گفتی دیگه دوست داری راحت نباشیم مگه نه؟ خب سؤالای سخت می پرسی خب بالاخره باید شروع بشه از یه جایی به حر حال خودت انتخاب کن خب من اصولا آدم خشن رو اصلا نمی تونم تحمل کنم خب پس اگه میخوای باشم تو هم راحت باش باهام خب دیگه من برم بخوابم در اوج بحث و دعوا خوابش میگیره برو بخواب بد اخلاق خب خواستم جو و عوض کنم نه عزیزم جو عوض نمیشه الان واقعا خوابت میاد ؟ خب راستشو بخوای خیلی خستم از صبح تا شب دانشگاه بودم بدشم که تو راه برای برگشت به تهران خب خسته نباشی ماساژ نمیخوای؟ نه مرسی داداشم هست ماساژم بده برو بخواب ( با لحن عصبانی ) بد اخلاق اه اه اه قرمز میشی اصلا خوب نمیشی هی حرص بده تو اصلا نمیتونی با من بسازی من میتونم تو نمیتونی نه دیگه با هیچیم نمیتونی بسازی همین راحت بودن اولیه رو جا زدی ببین من دوس دارم حرص بدم میتونی بسازی؟ حرص بده ولی بچه ی خوبی باش و الا اون روم میاد بالا خب بریم سراغ سؤالات ااا مگه قرار نشد من برم بخوابم؟ برو بخواب باز یه مدت منو نبینی حالت جا بیاد آها پس این مدت که نبودی نقشه بود نه اتفاقی بود این مدت که همش سفر و کار و اینا داشتم 4 5 صبح یه ساعت میومدم (تو دلم گفتم خر خودتی آقاجون خوبه می فهمیدم که همون 1 اینا میومدی ولی جواب نمیدادی ) خب آقا بد اخلاق اجازه میدی برم بخوابم؟ باشه برو شب بخیر بد اخلاق نباش دیگه همینه تا زمانی که درستت نکنم چیمو می خوای درست کنی؟ کلن همه چیتو مثلا ؟ که خودمم بدونم کمکت کنم این راحتیت شده بلای جون من به این راحتیم دیدم از 100% هنوز 20% راحتی ااا چه خوب شد گفتی و الا نمیدونستم 20% خیلی زیاده باید کمش کنم برو کمش کن منم 100% خشن میشم دلت میاد اگه این جوری بشی دیگه باهات حرف نمیزنم دیگه اسمتم نمیارم دیگه کار بکارت ندارم اصلا انگار که نمیشناسمت باشه منم بلدم خوب حرص بدم بدم؟ بده ببینم چه جوری نه حرصت نمیدم میرم یه دختر توپ پیدا میکنم تو اذیت میکنی ما که بخیل نیستیم برو پیدا کن تازه خوشحالم میشم خب حرص دادنت همینه؟ نه اینا که جز حرص دادن نیست هنوز ندیدی به موقش باید ببینی راستی گفتی ریش پرفسوری گذاشتی چه شکلی شدی؟ به تو چه به قول تو نمی گم نمیگی نگو اصلا برام مهم نیس باشه به دختری میگم که قدر بدونه اصلا برام مهم نیس چه خوب میرم با اون دختری که باهاش رقصیدم عکسمونو دیدی اون کلا پایس ااا چه خوب اتفاقا خیلی بهم میاین بگم آخر هفته بیاد پیشم از تنهایی در بیام گناه دارم آخی حتما بهش بگو اونم که پایس نمیدونم پایس یا نه ولی خیلی منو دوست داره ولی منو که میدونی خشکم رو نکردم اا پس چقدر بد سلیقس خیلی دوست داشت ببوسه منو ولی نذاشتم ولی خب دیدم جوونه عقده ای میشه اگه نبوسه می خوام بگم بیاد پیشم که آرزو به دل نره از این دنیا میبینی چقدر جوونارو دوست دارم آره خیلی دیشب که دیدم on شده یعنی فقط برای من on شده بود ولی در کل invisible بود . بهش pm دادم آقاهه خشن و بد اخلاقی با من؟ بله چرا؟ خودت میدونی اون موقع گفتم انتخاب کن خب منم بهت گفتم که من آدم خشن رو دوست ندارم ولی در عین حال نمیتونم اون قدری که تو دوست داری باهات راحت باشم لوووووس چرا؟ چرا نداره خودت فکر کن آخه من با چه عنوانی با تو راحت باشم؟ خب چه عنوانی دوست داری خودت؟ این چه سؤالیه من فقط نمی خوام تو با من بد بشی نه آخه بحث عنوان کردی من که دارم بهت میگم راحتم باهات تو خودت چه جوری می خوای خب منم میخوام تو با من راحت باشی که مهربون شم باهات من با تو راحتم ولی نه اون قدری که تو می خوای پس هیچی معاملمون نمیشه پس هر جور راحتی من رفتم تا بد اینو گفت و رفت من چند لحظه خشکم زد به مانیتور ولی بعد براش نوشتم میدونم که هستی دوست نداشتم ناراحتت کنم ولی نمیدونم چرا شدی ببخشید اما دریغ از یه جواب برای همین بهش sms دادم ای کاش می بخشیدی اون وقت میتونستم بخوابم ( الف ) جان بد اخلاق نباش خواهش میکنم ولی بازم جواب نداد اشکی بود که از چشمای من سرازیر میشد نمی دونستم چیکار کنم حالا واقعا دیگه از پای yahoo رفته بود ساعت 4 صبح بود و من هنوز خیره به مانیتور با چشمای گریون بودم ولی بالاخره تصمیم خودمو گرفتم خدا کنه که پاش وایسم تصمیم گرفتم دیگه نه sms & off براش نذارم حتی اونو Appear permanently offline کردمش تو yahoo می خوام برای همیشه براش off باشم اون رفت و من تنها به جا ماندم هنوزم که دارم فکر می کنم نمی فهمم اشتباه ما کجا بود شاید اشتباه روزگار بود که ما 2تا رو باهم رو به رو کرد . خدایا مرسی که برگشت ولی نمیدونم چرا نمیتونم حرفاشو باور کنم میگه دیرتر از روز موعود برگشته ایران ولی با همه ی اینا پس چرا وقتی برگشته بود بهم خبر نداد اون داره یه چیزیو پنهان میکنه و من نمیدونم چیه دیدی چه جوری باهام حرف زد دیگه مثل قبل نبود شد یه آدم هوسی الان دیدی چی بهم گفت ؟ میگه راستی عجب هیکلی داری بهش میگم این حرفا چیه میزنی میگه آخه من رو هیکل حساسم تیز بینم آخه من هیکل تو پر و قد بلند دوست دارم میگم خب برو دنبال کسی که این جوری باشه چرا به من میگی؟ میگم هیز بازی در نیار میگه هیز بازی که بد نیست چون آدم کسی و که خوشش میاد دوست داره کامل می ببینه دیگه میگم بله کسی که دوسش داره ولی نه کسی که دوسش نداره یا به عبارت دیگه هر کسی نه من هرکسی و این جوری دید نمیزنم آدم کسی و خوشش بیاد خوب میبیندش ولی تو نباید از من خوشت بیاد من کاری ندارم اونی که خوش هیکله کیه این حرفا یعنی چی چرا این جوری شده ؟ خیلی بدبین شدم خدا جونم کمکم کن همین الان متوصل به حافظ شدم جوابمو داد ولی هنوز در تعجبم حافظ بهم گفت : دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را باکه این بازی توان کرد شب تنهایی ام در قصد جان بود خیالش لطفهای بی کران کرد چرا چون لاله خونین دل نباشم که با ما نرگس او سر گران کرد که را گویم که با این درد جانسوز طبیبم قصد جان ناتوان کرد بدان سان سوخت چون شمعم که بر من صراحی گریه و بر بط فغان کرد صبا گر چاره داری وقت وقت است که درد اشتیاقم قصد جان کرد میان مهربانان کی توان گفت که یار ما جنین گفت و چنان کرد عدو باجان حافظ آن نکردی که تیر چشم آن ابر و کمان کرد معنی : نهایت استفاده را از شما برده اند و سپس شما را رها نموده اند در دنیا از این گونه آدمها زیاد است شما باید حواس خود را جمع کنید تا دوباره فریب نخورید. خدا راسته ؟ فریب خوردم ؟ یعنی رهام کرد ؟ یعنی همه چی تموم شد ؟ یعنی اون همچنین آدمی بود ؟ ولی این رسمش نبود خداااااااااااااااااااااااااااااا کمکم کن خدا جون دیدی دیدی بهم خبر نداد حالا که خودمم جویای احوالش شدم دیدی جوابمو نداد خدا خودت خواستی حالا مجبورم اونی بشم که بهت گفتم ولی شنیدی امروز دکتر بهم چی گفت ولی تو نخواستی منم بهت قول میدم بشم اونیکه بهت گفتم خدا دیدی چقدر کوچیک شدم؟ چرا گذاشتی این جوری شه مگه منو دوست نداشتی؟ خب معلومه که دوسم نداری آخه کی بنده به این بدی رو دوست داره ؟ خدایا می خوام برمو خودمو سر بنیست کنم حداقل اطرافیانم که از دستم راحت میشن دلم گرفته الان دارم گریه میکنم اشکامو نمی بینی؟ همه فکر می کنن چون پول دارم بی دردم ولی تو که می دونی تو این سینه ی من چقدر درد هست ای خدا کاشکی نفسمو همینجا می گرفتی راحتم می کردی چرا نباید بهم اشتباهمو بگه؟ آخ خدا جون هنوز دارم می سوزم انگار رفتم تو جهنم یعنی جهنمم این قدر داغه؟ چقدر دلم می خواد بیام پیشت برای همیشه دیگه نمی خوام تو این دنیا باشم این دنیا از اولش برای من بی معنی بود اصلا نفهمیدم چه جوری این 18 سال گذشت دود شد و رفت هوا دیگه نمی خوام کسی و ببینم از همه بدم میاد تو خودت می دونی چی دارم میکشم میدونی چقدر داغونم پس چرا به دادم نمی رسی اگه همین جا داد بزنم بگم خدا ازت کمک می خوام جوابمو میدی؟ آخه چقدر فریاد بزنم دیگه صدام در نمیاد دیدی چقدر بی معرفت بود؟ کارش که تموم شد رفت رفت بی هیچ خدافظی خدا حالا من این همه زخم زبونو چه جوری تحمل کنم جواب بقیه رو چی بدم ؟ حتی یه دلیلم ندارم بگم آخه واسه ی چی رفت خدا چند وقت دیگه تولدمه ای کاش تو اون تاریخ بمیرم تاریخ تولدم میشه تاریخ مرگم باحال نیس؟ من که خوشم میاد میدونی که من جرات خودکشی ندارم میدونی که همیشه تا پاش میرم ولی بد منصرف میشم آخه نمی خوام از اینی که هستم پیشت بدتر بشم پس خودت کاری کن که بمیرم میدونی چرا این حرفو میزنم آخه کسی که منو نمیخواد کسی جز بابا منو دوس نداره تازه شایدم اصلا بابا هم منو نخواد خودت که خوب می دونی پس نذار بگم اشکمو بیشتر از این در نیار چقدر سخته کسی و دوست داشته باشی اما نه از سر هوس ولی طرفت فقط تو رو از سر هوس و از سر اینکه تو دختری دوست داشته باشه من دوسش نداشتم اصلا بهش هیچ حسی نداشتم اصلا بهش فکرم نمی کردم تا وقتی که یهو دیدم دلم براش تنگ می شه پریشب خوابشو دیدم مثل رویا نبود واقعی بود نفساش گرماش حرفاش آی خدا آخه چرا چرا باید اینجوری شه چرا من ؟ چرا با اون؟ کسی که دورو برش پر دختره کسی که تو نگاش یه مشت هوسه همیشه بهم میگفت دوستدارم چون با بقیه فرق می کنی با بقیه ی دخترا فرق داری آخه چه فرقی؟ همتون همین و همیشه می گید اما من نمی خوام کسی و دوست داشته باشم نمی خوام مخصوصا کسی که منو برای خودم نخواد می خواستم بهش بگم دیگه نمی خوام باحات حرف بزنم می گی چرا؟ چون نمی خوام بهت وابسته شم نمی خوام دوست داشته باشم اما .... نتونستم نتونستم حرفای دلم رو بهش بگم نمی دونم بهش بگم دوسش دارم؟ آخه اون وقت می زنه زیره خنده میگه شدی مثه بقیه خدااااااااااااااااااااااااا من چی کار کنم؟ خدایا تو که اخلاق منو میدونی تویی که منو میشناسی چرا چرا گذاشتی تا اینجا بکشه داری امتحانم می کنی؟ می ترسم خدایا 2 روزه ازش خبر ندارم می ترسم اتفاقی براش افتاده باشه از خوابام می ترسم خدایا چیکار کنم ؟ تو بگو چی کار کنم؟ نمی تونم ازش بی خبر باشم حاضرم یهو برم برم و دیگه باهاش حرفی نزنم ولی ازش برام خبر بیاد بدونم که حالش خوبه خدایا یادته ١هفته پیش این حرفا رو بهت زدم الان داری میگی زدی زیره قولت ، میدونم این و می خوای بگی ولی خودت که شاهدی همون شب که داشتم متن بالا رو می نوشتم بعد از تموم شدنش... خدا قربونت برم ، ازت خیلی ممنونم که هنوز جوهره ی نوشتنم خشک نشده بود که بهم اس ام اس زد . خدا من خیلی ازت ممنونم وقتی ۴شنبه ای دیدمش فهمیدم که نصف حرفای بالا اشتباه بود اون با بفیه فرق داشت اصلا تو نگاش هوس نبود تو حرفاش هوس نبود خدا قبلا بهم می گفت دوسم داره یادته یادته ؟؟؟؟؟ پس چرا دیگه خبری نشد؟ وقتی رسیدیم خونه بهم اس ام اس داد که شب منتظرتم تو نت خدا خودت که میدونی شب من و اون ٢ ٣ صبح بهش گفتم باشه پس چرا نیومد؟ از 4شنبه تا حالا منتظرم امروزم که رفت مسافرت ولی ... بدون خدافظی آخه مگه من چی کار کردم چی گفتم ؟ خدا 4شنبه که برگرده تهران اگه بهم خبر نده اگه نیاد پیشم ؟ من طاقت ندارم من میمیرم اگه زنده هم بمونم دیگه هیچ وقت هیچ وقت به این چیزا فکر نمی کنم میشم مثله یه روبات که فقط زندگی که بهش محول شده رو میکنه عاشق نمیشه دیگه از چشاش محبتی نمیبینی خدا من دیوونه میشم افسرده میشم اگه جراتش رو داشتم خودم و می کشتم ولی حیف خدا جونم می دونم بنده ی بدی هستم برات ولی مثله همیشه ازت کمک می خوام اونو بهم برگردون حتی برای یه لحظه که خودش تو چشام زل بزنه بگه دیگه نمی خوامت دیگه دوست ندارم دیگه نمی خوام ببینمت اگه اینارو بگه خیالم راحت میشه از 4شنبه تا حالا یه چشمم خونه یه چشمم اشک از اینکه دوسم نداشته باشه اصلا ناراحت نیستم چون دوست داشتن که زوری نیست هست؟ من فقط از این ناراحتم که چرا یهو رفت چرا دیگه ازش خبری ندارم میگن اونیو که دوسش داری ولش کن اگه برگشت بدون ماله خودته اگه برنگشت بدون از اول ماله تو نبوده خوب پس منم میسپرمش دست خودت خدا جون این تویی که صلاح منو اونو بهتر می دونی پس دیگه بهت اصرار نمی کنم خودت یه کاری کن
پوستشم لطیف بود مثل پوست تو دیگه مشکلی نداره تو پوست منو کی لمس کردی که خودم نفهمیدم؟ با نگاهم فهمیدم تازه دستم که دادی فکر کنم یه 42 درجه ای تب داری به گمانم آنفولانزای خوکیم گرفتی فاتحت خوندس آخیییی بیچاره دلم برات سوخت آره دیگه تورو دیدم داغ کردم یاده اون موقع افتادم داغ شدم این داستان ادامه داشت تا ساعت 4:30 صبح که بالاخره این آقا اجازه دادن من برم بخوابم .![]()
این خندم از غمه از ناراحتیه
خب مگه اینجوری نیستی؟ اینجوری هستی که منم هیز بازی کردم 





![]()


![]()


خدایا به فریااااااااااااااااااااااااادم برس دیگه طافت ندارم یه کاری کن من نمی تونم نمی تونم تحمل کنم این همه دردم کم بود این یکی هم بهش اضافه شد


![]()

اون که تا اس ام اس خوب بود چی شد همش دارم کارایی رو که کردم مرور می کنم من که همش مراقب بودم بهش بد نگذره چی شد پس ؟ 


![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

